مشغول آماده سازی متنی برای انتخابات بودم اما به علت مشغله نرسیدم آن را کامل کنم و لی تصمیم گرفتم به همان صورت نارس منتشر کنم. این نوشته مرخم و ناقص است.

تاریخ سیاسی مدرن ایران ،از اواخر قاجار تا به امروز، را میتوان بی شک صحنه مجادلات شرق و غرب توصیف کرد. گرچه در اوایل قرن بیستم این تقابل نیروهای طرفدار شرق و غرب گاهی حالت عریان به خود گرفته است اما با گذشت زمان و پس از تثبیت نیروها و شناسایی مهره های موثر، تحرکات آنها حساب شده تر و زیر پوستی بوده است. همانطور که از پهنه سیاسی یک کشور استعمار زده انتظار میرود این تقابل قوا در ایام گزار سیاسی (مرگ شاه، تعیین نخست وزیر، مرگ رهبرو..)شدت و حدت بیشتری به خود میگیرد. نتیجه این تقابل فائق آمدن نیروهای پیاده نظام شرق بر غرب یا بالعکس بوده است که تا گذار سیاسی بعدی چهره و کاراکتر سیاسی کشور را تعیین کرده است. نگارنده قصد ندارد با واکاوی تاریخ نه چندان دور ایران مدعای خود را نشان دهد یا حتی واکاود چه این از مجال زمانی و دانشی و دسترسی به منابع حاضر وی خارج است و بیشتر دست کنجکاو تاریخ نگار متعهد را میطلبد. در مقابل با یاد آوری برخی وقایع نزدیک سعی بر روشنی بخشی بر جریانات کنونی حاکم بر فضای سیاسی کشور خواهد داشت.

انقلاب ایران و رهبر معنوی ( چه از نظر من رهبر انقلاب و طراح سیاسی آن جناب صادق قطب زاده بودند) آن ایتاله خمینی نیاز به واکاوی و بررسی ماهوی ، راهبردی و هدف سنجی بسیار دارد، این را نیز واگذار با اذهان حقیقت جو میکنیم.
آنچه مسلم است طراح سیاسی انقلاب ایران جناب قطب زاده تمایلات به شدت آمریکایی و غربی داشتند و شاید آیندگان وی را عامل آمریکا بدانند، حرکت انقلاب ایران پس از آشنایی قطب زاده با خمینی در سال 42در عراق ممنتون شدیدی گرفت و از حالت نا پخته و واکنشی و سخنرانی وارد فاز سیاسی و پختگی شد .به مرور رسانه های غربی محسوس و نا محسوس به شانتاژ شاه و شارژ خمینی و انقلاب وی پرداختند. همه اینها با ارتباط گیری و زمینه سازی قطب زاده میسر میشد. آیا خمینی آمریکایی بود؟! سوالی است که روند امور جوابش میدهد! خمینی با تظاهر به بی طرفی و نیوترال بودن و حتی تمایل به غرب اعتماد و حمایت غرب را کسب کرده بود. اما پس از پیروزی مسیر دیگری رفت.
پس از پیروزی، صحنه سیاسی ایران محل تاخت و تاز نیروهای شرق گرای وابسته (حزب توده),شرق گرای ادولوگ (مجاهدین)، غرب گرا (قطب زاده,,,,) و وطنی (گروههای مختلف مثل ملی مذهبیون،داریوش فروهر، ارتش، ..) است. این گروهها با طرفندهای مختلف سعی در حذف به دست گرفتن قدرت و ترور(غیر از نیروهای وطنی که از ترور استفاده نکردنند) همدیگر دارند. با نظر به این موضوع و رجوع به وقایع اتفاق افتاده، میتوان دلیل تا مفرغ به خون آلوده بودن دستهای اغلب سران نظام و دهه خون و وحشت شصت را فهمید:وابستگی نیروها و رجل سیاسی به روسیه، آمریکا و شرق و غرب و یا تفکر ایدولوگ.
عوامل حزب توده به کمک وابسته های غرب(سیاسیون و پیاده نظام ها) با تصویب قوانین، دادگاهی کردن و ... حذف میشوند، همینطور عوامل ایدولوگ شرق (مجاهدین). پس از خمینی با زیرکی نیروهای مستقیما وابسته به غرب(آمریکا) را از بین میبرد از جمله صادق قطب زاده (البته به فرض اینکه مانند تصور من وی را عامل غرب و نه وطنی بدانیم).
نکته جالب چند دستگی روحانیون در آن زمان است. مواضع رجل سیاسی کنونی در آن زمان بسیار روشنگر است و میتواند پرده از سرسپردگی آنها بردارد. قبل از آن، یک پرده دیگر از دهه شصت را یادآوری کنیم.
پس از پاک سازی قطب زاده ها، خمینی شعار انقلابی نه شرقی، نه غربی ، جمهوری اسلامی رارمز حکومتش قرار داد.
پس از وفات خمینی، آقای هاشمی بادبان سیاسی کشور را به سمت روسیه گرفت، پسر امام از سر راه برداشته شد و ایران جزو اقمار نهان روسیه قرار گرفت. تمام تجهیزات و سلاحهای نظامی ایران روس شد.
با یک فلش بک:
روحانی: مخالف ارتش (سازمان ملی), مخالف نیروهای وطنی، تمایلات غربی با پوشش ضد غربی، روحانی رادیکال و فعال در قتل عام و از بین بردن مخالفان توده، مجاهد، وطنی با شمایل خمیی چی.
موسوی: مسوول قتل عامهای دهه شصت، مخالف سخت خامنه ای ،موافق جریانات لیبرال و چهره طرفدار خمینی.
رییسی: شکی نیست که سفیر روسیه در مشهد است!!

در نهایت، خواستم بگوییم: شاید فرج مردم ایران دست کسانی باشد که وعده بهار را میدهند!!!

نظرات اخیر

A

aydinliq

لبیک... 2

لینکهای جنجالی اخیر

نظرات داغ اخیر

آخرین نظرات کاربران

قیرمیز چیست؟
قیرمیز (قازان سابق) از طرف تعدادی از کاربران اینترنت علاقمند به اشتراک لینک ايجاد گرديده و انگيزه ايجاد آن پاسخ گويى به نياز جامعه براى دسترسى به اطلاعات آزاد و متنوع از منابع گوناگون به همراه ارتقاى فرهنگ گفتگو و تحمل نظرات ديگران است.