اکبر هاشمی رفسنجانی آخوند دانه درشت رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه مرد و میخ دیگری بر تابوت این رژیم دوزخی کوبیده شد اما آنچه که مایه اندوه و افسوس فراوان است این است که چرا باید ستمگران و دزدان سر گردنه ای مانند اکبر هاشمی رفسنجانی پس از ده ها سال بیداد و ستم و دزدی و مفت خوری با آسایش و امنیت زندگی ننگینشان را دنبال کنند و سرانجام با مرگی طبیعی بمیرند؟ و چرا چند آدم رگدار پیدا نمی شوند که این جنایتکاران را به کیفر ددمنشی ها و ستم ها و گندکاری های بی شمارشان برسانند؟
کتاب گند تو را آب بحر کافی نیست / که با آن سرانگشت تر کنم و صفحه بشمارم!
اکبر هاشمی رفسنجانی آخوند دانه درشت رژیم ولایت فقیه پس از ده ها سال آدمکشی، ددمنشی، بیدادگری، خونریزی، دزدی، باندبازی، زورگوئی، مفت خوری، مفت خورپروری، مردم فریبی و ..... که در سوم شهریورماه سال ۱۳۱۳ در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان زاده شده بود شامگاه یکشنبه نوزدهم دی ماه سال ۱۳۹۵ در هشتاد و دو سالگی مُرد! این آخوند آشغال که پیش از انتحار اسلامی از دوستان نزدیک و از هواداران آخوند آشغال تر از خودش روح الله خمینی بود پس از انتحار اسلامی یکی از بزرگترین کارگزاران رژیم ولایت فقیه برای ساختن دوزخی بی همتا در جهان به نام جمهوری اسلامی ایران بود! آخوند آشغال اکبر هاشمی رفسنجانی پس از انتحار اسلامی یکی از گردانندگان شورای انقلاب اسلامی بود، سپس وزیر کشور شد، سپس به آخوندهائی پیوست که باندی از خشک مغزترین و راست گراترین آخوندها را به نام جامعه روحانیت مبارز برپا کردند.
از نخستین بنیانگزاران یک حزب فرمایشی به نام حزب جمهوری اسلامی به سرکردگی آخوند منفور محمد بهشتی بود، به هم خوردن سخنرانی این آخوند لجن در در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ در دانشگاه تبریز بهانه ای برای آغاز برنامه انهدام فرهنگی رژیم ولایت فقیه شد، رفسنجانی که از برگزار کنندگان ده ها انتخابات فرمایشی و نمایشی برای پابرجا کردن رژیم گدایان مفت خور آخوندی است پس از آغاز به کار پارلمان آخوندی از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۸ رئیس مجلس شورای اسلامی شد، این آخوند خونخوار و آدمکش در هزاران برنامه سرکوب و کشتار دشمنان رژیم ولایت فقیه دست داشته و از برنامه ریزان ده ها بار ترور دشمنان رژیم در فرامرز است، پس از مردن روح الله خمینی و ایة الله شدن حجة الاسلام علی خامنه ای در بیست و چهار ساعت و رسیدنش به مقام عظمای ولایت! اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۶ رئیس جمهور رژیم آخوندی و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شد!
در هشت سالی که اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور رژیم آخوندی شد با پیاده کردن برنامه ایران ویران کن خصوصی سازی هست و نیست ایرانیان را به سرمایه داران و زرسالاران مفت خور و به ویژه همباندی های خودش بخشید! بیمارستان خصوصی، بانک خصوصی، دبستان خصوصی، دبیرستان خصوصی، دانشگاه خصوصی، مخابرات خصوصی، پست خصوصی، هواپیمائی خصوصی، کشتیرانی خصوصی، خط واحد خصوصی و خصوصی های دیگر به همراه فروش کارخانه های دولتی و معدن ها به سرمایه داران و زرسالاران برابر بود با چیره شدن سیستم سرمایه داری افسار گسیخته بر هست و نیست ایرانیان در سایه برنامه خصوصی سازی رفسنجانی که پیامد این خصوصی سازی ها بی ارزش شدن پول ایران و شکسته شدن استخوان های مردم زیر بار تورم تازنده و گرانی های جهشی بود! اگر هم اندیشمندان و دانشمندان ایرانی درباره ویرانی های به بار آمده در سایه برنامه خصوصی سازی سخنی می گفتند رفسنجانی این سخنان را "رسوبات مارکسیستی" می نامید!
پس از آن که میان باندهای دزد رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه کار به کشمکش کشید و میانه اکبر هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای به هم خورد اکبر هاشمی رفسنجانی بسیاری از توان و نیرویش را در رژیم آخوندی از دست داد و سرانجام پس از آن که رفسنجانی دچار ایست قلبی شد و مرد باند خامنه ای و هوادارانش از دست وی آسوده شدند!
اکبر هاشمی رفسنجانی آخوند دانه درشت رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه مرد و میخ دیگری بر تابوت این رژیم دوزخی کوبیده شد اما آنچه که مایه اندوه و افسوس فراوان است این است که چرا باید ستمگران و دزدان سر گردنه ای مانند اکبر هاشمی رفسنجانی پس از ده ها سال بیداد و ستم و دزدی و مفت خوری با آسایش و امنیت زندگی ننگینشان را دنبال کنند و سرانجام با مرگی طبیعی بمیرند؟ و چرا در میان مردم ستمدیده ایران چند آدم رگدار پیدا نمی شوند که این جنایتکاران را به کیفر ددمنشی ها و ستم ها و گندکاری های بی شمارشان برسانند؟ و چرا در همه جای ایران جز خاموشی یک گورستان چیز دیگری دیده نمی شود؟!

نظرات اخیر

لینکهای جنجالی اخیر

نظرات داغ اخیر

آخرین نظرات کاربران

قیرمیز چیست؟
قیرمیز (قازان سابق) از طرف تعدادی از کاربران اینترنت علاقمند به اشتراک لینک ايجاد گرديده و انگيزه ايجاد آن پاسخ گويى به نياز جامعه براى دسترسى به اطلاعات آزاد و متنوع از منابع گوناگون به همراه ارتقاى فرهنگ گفتگو و تحمل نظرات ديگران است.