فروپاشی رژیم یا فروپاشی ایران، کدامیک به واقعیت نزدیکتر است -- سازاخ
فروپاشی رژیم یا فروپاشی ایران، کدامیک به واقعیت نزدیکتر است؟
آیا شرایط عینی و زمینه ملموس اجتماعی برای سرنگونی رژیم فراهم است یا فروپاشی چهارچوب ایران؟
سرنگونی رژیم به یک اپوزسییون فوق الغاده قوی و منسجم و یکپارچه نیاز دارد که بتواند همه گروههای ناراضی را از هر طیفی و دسته ائی را حول محوری معقول و همه پسند در کنار هم گرد بیآورد، یعنی برآیند انرژی سیاسی آنها را در جهت مشترکی متمرکز نماید، همانند آینه ارشمیدوس نور تمام آینه های متفاوت و جدا از هم را به نقطه مشترکی بتاباند و باعث ایجاد گرمای سوزانی در نقطعه تقاطع نورها بشود، در این رابطه اپوزسیونی که بتواند تجمع نور را در حد سوزاندن رژیم مدیریت کند مورد نیاز است، در شرایط موجود ایران به یک مدیر اختاپوس شکلی که بتواند همه و یا اکثر گروههائی توانا را سازماندهی و مدیریت کند مورد نیاز است، آیا با توجه به گوناگونی مطالبات و آمارهای اجتماعی از خواست اقشار مختلف امکان پذیر است؟ آیا امکان و زمینه ایجاد تقبل و تحمل شنیدن و احترام گذاشتن به عقاید و خواسته های هم مقدور است؟
۱ - شرایط موجود در داخل ایران
۱ - ۱ در داخل ایران، گروهها موسوم به موسوی و کروبی و احمدی نژاد و دیکر گروههای اینچنینی جانشان به جان رژیم بسته است، و جنگ آنها با رژیم و یا باهم مساله تو نخور بگذار من بخورم است، که ساده لوحان بدنبالشان افتادند و در مدت کوتاهی سرخورده و نامید شدند،
۱- ۲ اپوزسیون غیر دولتی را هم در عرض چهل سال گذشته آنچنان تا و مار و قلع و قمع و اخته کرده اند که هیچ رل موثر نمی تواند ایفا کنند،
۱ - ۳ جنبش های خود بخودی بشکل انفجار عصبی هم بدون مدیریت صورت می گیرد و همانند آتش گرفتن تللی از کاه بیکباره آتش گرفته و در مدت کوتاهی با برپائی یک کهریزک،، خاموش می شود،
۱ - ۴ جنبش زنان هم بشکل آزادیهای یواشکی و بر سر چهار راهها لچک بر سر چوب آویختن هم با بر خوردهای چشم هم چشمی و تبدیل کردن آن توسط عده ائی به شو مدل،،، مبارزه زنان را هم بنحوی لوث می کنند، و صحنه ها نماینگر این است که عکس العمل مردان در دفاع از حقوق زنان با بی تفاوتی و عدم احساس مسئولیتشان در قبال زنان صورت می گیرد.
۱ - ۵ جریانات پر انرژی و ریشه دار و مزمن، بازتاب یافته از هویت زدائی و حقارت نژادی و زبانی و فرهنگی ملل غیر فارس، گره خورده در تار و پود جامعه ملتها، با خواسته های هویت خواهانه آنها که به هیچ وجه حاظر نیستد در راه اهداف و استراتژی جریانات و اتفاقات فارس محور ،در جهت فارس سالاری هزینه بپردازند، که زبان فارسی دندان نیشش دوباره همانند صد سال گذشته تا عمق گوشت ملتها فرو کند، که صد سال است کودکانشان از درد و رنج آن در مدرارس می نالند، و آنهائی که می خواهند زبان ملی فارسی را در آزربایجان حفظ کنند، راضی نیستند دندانهای نیش زهرآگین پانفارسیسم را از گوشت ملت ترک آزربایجان بیرون بکشند، که البته در سایه انکار تبعیض و تحقیر و عدم حمایت روشنفکران و اپوزسیون جاممعه فارسی از جریانات هویت طلبانه، نه تنها هویخواهی فروکش نکرده بلکه بیشتر جریعتر و شدیدتر هم شده است. با توجه به سابقه ذهنی دروغ و تملق و بد عهدی جامعه فارسی از حلقه گم نژاد آریائی شیعوی فارسی و اجین شده، و دیگر نحله های فکری هم در چهارچوب همین فرهنگ رشد یافته و بالغ شده اند،
۲ - شرایط موجود در خارج ایران
۲- ۱ اپوزسیون خارج، عمدتا گروههائی که امکانات مالی دارند، در حد ارائه و اداره شبکه های تلویزیونی و پالتاکی و رسانه های اینترنتی می باشند که ماهی سالی یکبار جلسه حضوری دارند که بیشتر برای دید و بازدید و تخلیه انرژی کلامی منفی در تبعید صورت می گیرد، فکر سازی و نوآفرینی جدید از آنها مشاهده نمی شود، البته بیشتر از این هم نمی توانند باشند، و اکثرا هم جلسه با مشاجره لفظی به پایان می رسد، چون شبیه درختان بی ریشه ائی هستند که با جهت هر بادی موضعشان تغییر می کند و منتظرند در داخل اتفاقی بیافتد تا هرکسی در تاریکی سنگی بعنوان تحلیل بیندازد، و بعد بیافتند بجان هم، هواداران لایکیست عای آتش بیار معرکه هم با فرستادن دوجین دوجین لایک و قلب و گل مجانی بدون مالیات مثل آتش کرفتن تللی از کاه دیجیتالی بدون برجای گذاشتن اثر فیزیکی بپایان می رسانند، و بعلت عدم حضور فیزیکی در جامعه، با دیدگاههای انتزاعی مسائل موجود را بررسی و حلاجی می کنند،
۳ - حمله نظامی و یا حمایت از انقلاب توسط آمریکا و یا دیگر کشوورهای قدرتمند جهان.
۳ - ۱ بر خلاف گذشته کشورهای قدرتمند جهان با حمله نظامی و انقلابات سوبسیدی کاملا مخالف و مرزبندی کرده اند، در واقع معتقدند که هزینه دگرگونی یک جامعه را، خود مردم ساکن آن سرزمین باید بپردازند، تا قدر آن را بدانند، و یادشان نرود که بدست آوردن دمکراسی چقدر مشکل و پر هزینه است و تازه حفظ آن فوق العاده سختتر از بدست آودن آن می باشد، چون با کوچکترین لغزش و تحت تاثیر احساسات پوپولیستی واقع شدن، معادل قدرت گرفتن هیتلر های مقتدر جدید خواهد شد
منتجه
دگرگونی و ساقط کردن رژیمهای دیکتاتور، هزینه جانی و مالی جمعی طلب می کند، در ایران کسی حاظر نیست در راه نجات اجتماع غیر همگون بافت ملیتی هزینه بپردازد، و در اینجا هم فرهنگ تعارف را بکار می برند، آزربایجانی های غیور شما سر ایران هستید، تاج گل سرمان هستید، فدات شم، شما اول بفرمائید باطوم و گلوله میل بفرمائید، بعد از نوش جان خدمتان می رسیم، البته با جوکهای دست اول یه ترکه را شیرش کردیم فرستادیم جلو پاسدارهای دریده، آی زدنش ها، ولی خومونیم این ترکها هم خیلی سگ جون هستند اصلا از رو نمیرند
ناهمگونی هویتی در ایران، همراه با عقده‌ی حقارت جامعه فارسی و انکار هویت مللل غیر فارس در سیستم ذهنی فارس سالاری و اصلاح ناپذیری رژیم، بخاطر تولید انرژی و نیروی گریز از مرکز، و اپوزسیون غرق در اسطوره ها و ناشنوائی سکتارسیتی بطور قطع و یقین ایران را بسوی متلاشی شدن سوق می دهد و هیچ عامل داخلی و یا خارجی هم قادر نیست این کشور جند ملیتی را که در اثر کشور گشائی و کشمش ممالک مختلف و از دو یا چند تکه شدن ملتهای مختلف و متفاوت پدیدار گشته، یکپارچه نگهدارد. فروپاشی قریب الوقوع مرزهای پر گهر، ایران پارسی، همانند شوروی، یگانه امکان و آلترناتیو موجود و ملموسی است که می تواند در ایران اتفاق بیافتد، و هر نوع تفکری به هر بهانه ائی که بخولعد شمشیر زبان فارسی را بنام زبان ملی تیز کرده و بر بالای سر آزربایجانی ها حفظ کند، خادم پانیرانیسم و پانفارسیسم محسوب می شود که برای ایجاد تفرقه در بین حرکت ملی با حرفهای انساندوستانه و عدالت خواهانه برای فریب و تحمیق ملت ترک آزربایجان جنوبی ظهور یافته.
نشانه های وقوع فروپاشی
۱ - نبود فضای مناسب برای گفتگوهای صریح، آزاد و بنیادین: در باره حقوق ملتهای غیر فارس، نبود زمان و فضای مناسبی برای گفت‌وگوها و بحث‌های جدی و راهبردی، امروز دیگر اپوزسیون های سرتاسری احساس کرده اند که دیگر نمی‌توانند راحت و آزاد و بدون حضور ترکها تصمیم بگیرند و نتیجه‌اش این بود که با عدم شرکت آنها در اعتراضات سرتاسری نتوانستند هیچ کاری را از پیش ببرند، و آب از آب تکان نخورد.
۲ - اپوزسیون سرتاسری به صورت احساسی به لایکیست ها وابسته شده اند و همه تحلیل هایشان را در ارتباط با لایکیستها عرضه می‌کنند کسی به خودش اجازه نمی‌دهد به گزینه دیگری فکر کند. مدت‌ها روی کامنت های لایکیستهای هوادار خودشان پافشاری می کنند و وقتی با فروباشی قطعی مرزهای پرگهر سرزمین ایران مواجه می شوند، به فکر می افتند،، که دیگر خیلی دیر شده.
۳ - تحلیل‌ها و تصمیمات اوپوزسیون سرتاسری براساس داده‌های واقعی نیست و بیشتر احساسی، هیجانی و شخصی است، در هر سیستمی که نشود به راحتی نقد کرد، نظر داد، مفروضات را به چالش کشید و خطوط قرمز دایره گفتگو محدود می گردد، و در نتیجه یک گام به سقوط تمامیت ارضی نزدیک می شوند.
در هر سیستمی که وابستگی بی‌دلیل به گذشته،، به تصمیمات گذشته، به نمادهای گذشته زیاد شود به گونه‌ای که به جای آنکه تصمیم عقلانی بگیرند، بحث‌ها در رایطه با حیثیت و شرف ملی و سرزمین جاودانه ایران مطرح شود گام بلند دومی را به سمت سقوط و فروپاشی برداشته‌اند. هر جا احساس کردید دارید تصمیم می‌گیرید نه به خاطر ساختن آینده بلکه دقیقا به خاطر دفاع از افتخارات تاریخ باستان، این یک نشانه بی‌بدیل برای سقوط و فروپاشی ایران است.
اگر خواسته‌های شخصی و انتخاب‌های احساسی‌هیجانی جای تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها، آمار، اطلاعات، مقایسه گزینه‌ها را گرفت، آنگاه جایگزین شدن احساسات و هیجانات به جای واقعیات و عقلانیت، میخ آخر سقوط و فروپاشی ایران را محکم خواهد کوبید. زمانی که چشم‌هایتان را به واقعیت بستید و گوش‌هایتان سنگین شد، به سقوط مرزهای پرگهر ایران نزدیک می‌شوید.
باور کنید سقوط و فروپاشی ایران نزدیک است! خیلی نزدیک؛ بزرگ‌ترین امپراطوری‌هائی مثل شوروی به زیر کشیده شدند،، مقتدرترین نظام‌ها به خاطره‌ها پیوستند و برندهای نام‌آور سرنوشتی شرم‌آور پیدا کردند. چرا که خطوط قرمز گلوی گفتگوی آزاد را فشردند، بحث‌های مرزهای پرگهر و سرزمین جاودانه کورش و فردوسی و حافظ و سعدی را سر می دهید ،و بجای دفاع از گذشته و دوران بربریت، و ساختن آینده با چشم‌های بسته و گوش‌های سنگین واقعیت‌ها و عقلانیت در برابر احساسات و هیجانات شکست می خوردند.
منتجه آن فروپاشی مرزهای پرگهر از آن چه که می بینید به شما نزدیکتر شده است.

نظرات

  1. B

    Bugda01 ۲۷ روز قبل

    به نظر من هم ایران به فروپاشی نزدیکتره تا انقلاب.
    1

نظرات اخیر

لینکهای جنجالی اخیر

نظرات داغ اخیر

آخرین نظرات کاربران

قیرمیز چیست؟
قیرمیز (قازان سابق) از طرف تعدادی از کاربران اینترنت علاقمند به اشتراک لینک ايجاد گرديده و انگيزه ايجاد آن پاسخ گويى به نياز جامعه براى دسترسى به اطلاعات آزاد و متنوع از منابع گوناگون به همراه ارتقاى فرهنگ گفتگو و تحمل نظرات ديگران است.